فـرزاد..

مطالب مرتبط با «d rose» در فـرزاد.. | نویسنده: یاسین عباسی

D:

آدم بی جنبه ای نیستم؛ ولی خب خواب من عین واقعیت بود دیگه! انگار که واقعا داشت اتفاق میفتاد... پایان کار از خواب تقریبا پریدم! لامصب این دیگه چه وضعش بود؟! اتفاق اصلیه افتاده بود و من بعد از مدتها چپ و راست شده بودم؛ دیگه ازین واضح تر نمیتونم بنویسم!! تصمیم گرفتم همون بگیرم بخوابم تا بلکه به حالت اولیه برگرده.. تو این هیری ویری عمم در اتاقم رو میزد؛ میگفت ساعت 12 شد؛ بیدار شو دیگه.. اومد توو! به خیال اینکه من خوابم هنوز! توی صدم ثانیه فکر کردم که بیدار شم بهتره ؛ شاید اگه خودمو بزنم به خواب؛ میاد پتو رو برمیداره و یه ذره شرفی هم که دارم پرررر.. خلاصه گفتم بیدارم برو میام! همینکه خواست پتو رو ورداره گفتم نکن! شلوار پام نیست! یه ذره نگام کرد گفت یعنی چی ؟ پیرهن تنته شلوار پات نیست؟! ملت پیرهن ر...

ادامه مطلب

برچسب‌های مرتبط

d day | d and c | d rose